einschmeicheln
خودشیرینی کردن، چاپلوسی کردن
Bedeutungen
1
sich + Dativ (sich bei jemandem einschmeicheln)
با چاپلوسی، تملق، تعریف و تمجید یا رفتار خوشایند، خود را در دل کسی جا کردن و مورد محبت یا لطف او قرار گرفتن.
- Er versucht, sich bei seinem Chef durch Komplimente einzuschmeicheln.او سعی میکند با تعریف و تمجید، خود را در دل رئیسش جا کند.
- Das Kind schlich sich bei der Lehrerin ein, um eine bessere Note zu bekommen.کودک برای گرفتن نمره بهتر، خود را نزد معلم شیرین کرد.