anschmeicheln
تملق گفتن، چاپلوسی کردن، جلب کردن
Bedeutungen
1
sich + Dativ (sich jemandem anschmeicheln)
با چاپلوسی یا رفتار دوستانه و دلنشین سعی در جلب محبت یا رضایت کسی کردن.
- Er versuchte, sich bei seinem Chef anzuschmeicheln.او سعی کرد دل رئیسش را با چاپلوسی به دست آورد.
- Das Kind schmeichelte sich bei der Lehrerin an, um eine bessere Note zu bekommen.کودک برای گرفتن نمره بهتر، نزد معلم چاپلوسی کرد.
2
Dativ (etwas schmeichelt sich jemandem an)
چیزی که به طرز دلنشینی به کسی نزدیک میشود یا او را جذب میکند (کاربرد مجازی).
- Die sanfte Musik schmeichelte sich seinem Ohr an.موسیقی ملایم به دلنشینی به گوش او نشست.
- Der Duft des Kuchens schmeichelte sich der Nase der Kinder an.بوی کیک به دلنشینی به مشام بچهها رسید.