schmeissen

Aussprache: /ˈʃmaɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: schmeis·sen
Wort

پرت کردن، انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با قدرت پرتاب کردن یا انداختن (معمولاً به صورت غیررسمی یا با عصبانیت)

  • Schmeiß den Müll in den Eimer!زباله را در سطل بینداز!
  • Er hat das Buch wütend auf den Tisch geschmissen.او کتاب را با عصبانیت روی میز پرتاب کرد.
2 sich + auf/in + Akkusativ

(sich schmeissen) خود را با سرعت یا با بی‌احتیاطی روی چیزی انداختن

  • Sie hat sich auf das Sofa geschmissen.او خودش را روی مبل انداخت.
  • Nach dem langen Tag wollte er sich nur noch ins Bett schmeissen.بعد از یک روز طولانی، او فقط می‌خواست خودش را به رختخواب بیندازد.
3 Akkusativ (eine Party)

(eine Party schmeissen) یک مهمانی یا جشن برگزار کردن (عامیانه)

  • Wir schmeissen am Wochenende eine große Party.ما آخر هفته یک مهمانی بزرگ برگزار می‌کنیم.
  • Wer schmeißt die nächste Grillparty?چه کسی مهمانی باربکیو بعدی را برگزار می‌کند؟
4 Akkusativ

(jemanden rausschmeissen) کسی را از جایی بیرون انداختن (عامیانه)

  • Der Chef hat ihn aus der Firma geschmissen.رئیس او را از شرکت بیرون انداخت.
  • Wenn du so weitermachst, schmeißt man dich noch raus.اگر اینطور ادامه دهی، تو را بیرون می‌اندازند.