schmerbäuchig
شکمگنده، شکمبرآمده (اغلب به دلیل نوشیدن زیاد آبجو)
Beispiele
- Dort drückte sich ein Häuflein weinender Männer an eine Wand. Kahl und ''schmerbäuchig''.چند مرد گریان خود را به دیوار چسبانده بودند. کچل و شکمگنده.
شکمگنده، شکمبرآمده (اغلب به دلیل نوشیدن زیاد آبجو)