abschmettern
قاطعانه رد کردن، به شدت مخالفت کردن، رد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abschmettern)
درخواست، پیشنهاد، ایده یا اعتراض را به شدت، قاطعانه و بدون ملاحظه رد کردن.
- Der Chef schmetterte alle Vorschläge für eine Gehaltserhöhung ab.رئیس تمام پیشنهادها برای افزایش حقوق را قاطعانه رد کرد.
- Sie schmetterte seine Heiratsantrag einfach ab.او پیشنهاد ازدواجش را به سادگی رد کرد.