zuschmieren
چرب کردن، مالیدن (مادهای)، پر کردن (با مادهای چرب یا خمیری)
Bedeutungen
1
Akkusativ
مسدود کردن یا بستن چیزی با مالیدن مادهای (مثل گریس، گل)
- Die Kinder haben das Schlüsselloch mit Kaugummi zugeschmiert.بچهها سوراخ کلید را با آدامس مسدود کردند.
- Er hat die Ritzen mit Spachtelmasse zugeschmiert.او درزها را با بتونه پر کرد.
2
Akkusativ
کثیف کردن یا آلوده کردن چیزی با مالیدن مادهای چرب یا کثیف
- Pass auf, dass du dir die Hände nicht zuschmierst.مواظب باش دستهایت را کثیف نکنی.
- Das ganze Buch ist mit Fettflecken zugeschmiert.تمام کتاب با لکههای چربی کثیف شده است.