anschmieren
کثیف کردن با رنگ/ماده؛ سر کسی کلاه گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ
مالیدن، آغشته کردن (رنگ، چربی به چیزی)
- Er hat Farbe an die Wand angeschmiert.او رنگ به دیوار مالید.
- Jemand hat Ketchup an mein Auto angeschmiert.کسی سس کچاپ به ماشین من مالیده است.
2
Akkusativ
کلاه گذاشتن، فریب دادن (به کسی چیزی را قالب کردن) (عامیانه)
- Lass dich nicht anschmieren!اجازه نده سرت کلاه بگذارند!
- Er hat mich mit diesem alten Auto angeschmiert.او با این ماشین قدیمی سرم کلاه گذاشت.