abschmieren
روغنکاری کردن، تقلب کردن (در امتحانات)، کرش کردن (سیستم)
Bedeutungen
1
intransitiv
خراب شدن، از کار افتادن (معمولاً ماشین، موتور یا سیستم کامپیوتری)
- Der Motor ist plötzlich abgeschmiert.موتور ناگهان از کار افتاد.
- Mein Computer ist mitten in der Arbeit abgeschmiert.کامپیوترم وسط کار خراب شد.
2
intransitiv
سقوط کردن (معمولاً هواپیما یا وسیله پرنده)
- Das Flugzeug schmiert ab, wenn der Pilot die Kontrolle verliert.هواپیما سقوط میکند اگر خلبان کنترل را از دست بدهد.
- Der Hubschrauber ist wegen eines technischen Defekts abgeschmiert.هلیکوپتر به دلیل نقص فنی سقوط کرد.
3
intransitiv
(عامیانه) مردود شدن، شکست خوردن در امتحان یا کاری
- Er ist bei der Fahrprüfung abgeschmiert.او در امتحان رانندگی مردود شد.
- Wenn du nicht lernst, wirst du abschmieren.اگر درس نخوانی، شکست خواهی خورد.