umschmelzen
ذوب کردن و تغییر شکل دادن، بازیافت کردن (فلزات، پلاستیک)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umschmelzen)
مادهای (معمولاً فلز یا پلاستیک) را دوباره ذوب کردن تا آن را به شکل دیگری درآورد، خالص کند یا بازیافت نماید.
- Das alte Metall wird eingeschmolzen und zu neuen Produkten verarbeitet.فلز قدیمی ذوب شده و به محصولات جدید تبدیل میشود.
- Die Fabrik umschmilzt Plastikabfälle, um daraus neue Gegenstände herzustellen.کارخانه زبالههای پلاستیکی را ذوب میکند تا از آنها اشیاء جدید بسازد.