nachschminken
تجدیـد آرایش کردن، دوباره آرایش کردن
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ + nachschminken
دوباره آرایش کردن، تجدید آرایش کردن (معمولاً صورت یا لبها).
- Sie musste sich nach dem Essen die Lippen nachschminken.او مجبور بود پس از غذا، لبهایش را دوباره آرایش کند.
- Nach dem langen Tag schminkte sie sich im Spiegel nach.پس از روز طولانی، او در آینه آرایش خود را تجدید کرد.