hochschmeißen

Aussprache: /ˈhoːxˌʃmaɪ̯sn̩/
Worttrennung: hoch·schmei·ßen
فعل

به بالا انداختن، پرتاب کردن به بالا

Beispiele

  • Tänzerinnen, die die Beine ''hochschmeißen'', kommen diesmal noch keine, damit Sie sich allmählich eingewöhnen.رقصندگانی که پاهایشان را به هوا می‌اندازند، این بار هنوز هیچ کدام نمی‌آیند، تا شما به تدریج عادت کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به صورت عامیانه یا با بی‌دقتی به سمت بالا پرتاب کردن.

  • Er hat den Schlüssel hochgeschmissen, um ihn zu fangen.او کلید را بالا انداخت تا بگیردش.
  • Die Kinder schmeißen oft ihre Spielsachen hoch.بچه‌ها اغلب اسباب‌بازی‌هایشان را بالا می‌اندازند.