hineinschmeißen
به درون انداختن (با شدت)، پرتاب کردن به داخل، سرمایهگذاری کردن (پول/زمان)
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
(محاوره) چیزی را با عجله، بیدقت یا با شدت به داخل چیزی انداختن یا پرتاب کردن.
- Er hat den Müll einfach in den falschen Container hineingeschmissen.او به سادگی زباله را داخل سطل اشتباه انداخت.
- Sie schmiss ihre Tasche mit voller Wucht in den Kofferraum.او کیفش را با تمام قدرت داخل صندوق عقب پرتاب کرد.
2
Akkusativ + in + Akkusativ
(محاوره، مجازی) پول، زمان، انرژی یا تلاش زیادی را در چیزی سرمایهگذاری کردن، اغلب با این مفهوم که ممکن است هدر رود یا نتیجه مطلوب حاصل نشود.
- Wir haben viel Geld in dieses Projekt hineingeschmissen, aber es hat sich nicht gelohnt.ما پول زیادی در این پروژه سرمایهگذاری کردیم، اما ارزشش را نداشت.
- Er schmeißt seine ganze Freizeit in das neue Hobby, ohne etwas anderes zu tun.او تمام وقت آزادش را صرف سرگرمی جدیدش میکند، بدون اینکه کار دیگری انجام دهد.