hinschmeißen
ول کردن، رها کردن، جا گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas hinschmeißen)
چیزی را با بیدقتی یا با عصبانیت به جایی پرت کردن.
- Er warf seine Tasche wütend auf den Boden.او کیفش را با عصبانیت روی زمین انداخت.
- Schmeiß das Buch nicht einfach so hin!کتاب را اینطور پرت نکن!
2
Akkusativ (etwas hinschmeißen)
کاری، تحصیل یا رابطهای را رها کردن یا ترک کردن (عامیانه).
- Nach nur einem Semester hat er das Studium hingeschmissen.او پس از تنها یک ترم، تحصیل را رها کرد.
- Sie hat den Job einfach hingeschmissen, weil sie unzufrieden war.او شغلش را به سادگی رها کرد چون ناراضی بود.
3
sich + Akkusativ (sich hinschmeißen)
خود را به زمین انداختن، از خستگی یا ناامیدی روی زمین افتادن (بازتابی).
- Nach dem langen Lauf schmiss er sich erschöpft aufs Sofa.او پس از دویدن طولانی، خسته خود را روی مبل انداخت.
- Das Kind schmiss sich weinend auf den Boden.بچه در حالی که گریه میکرد، خود را روی زمین انداخت.