herunterschmeißen
از بالا انداختن، پرت کردن به پایین
Beispiele
- Da schwenkte der Taschenlampenstrahl einmal wild durch die Küche; jemand hatte die Lampe ''heruntergeschmissen''.سپس پرتو چراغ قوه به طور وحشیانهای در آشپزخانه چرخید؛ کسی لامپ را "از بالا انداخته بود".
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از بالا به پایین پرتاب کردن یا رها کردن.
- Er hat das Buch vom Tisch heruntergeschmissen.او کتاب را از روی میز به پایین انداخت.
- Bitte schmeiß den Müll nicht aus dem Fenster herunter!لطفاً زباله را از پنجره به پایین نینداز!
2
Akkusativ
(غیررسمی) کسی را از یک مکان یا موقعیت اخراج کردن یا بیرون انداختن.
- Der Chef hat ihn wegen Fehlverhaltens heruntergeschmissen.رئیس او را به دلیل سوء رفتار اخراج کرد.
- Sie wurde aus der Mannschaft heruntergeschmissen, weil sie zu spät kam.او از تیم کنار گذاشته شد، چون دیر آمد.