wegschmeißen
دور انداختن، پرت کردن
Beispiele
- Er ''schmiss'' den Stock ''weg'' und sein Hund holte ihn wieder.او چوب را پرت کرد و سگش آن را دوباره آورد.
- Die Deutschen ''schmeißen'' viel zu viele Lebensmittel ''weg.آلمانیها بیش از حد مواد غذایی را دور میریزند.
- Laut Umweltbundesamt werden in Deutschland ein Drittel der Lebensmittel ''weggeschmissen.طبق اداره محیط زیست فدرال، یک سوم مواد غذایی در آلمان دور ریخته میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را که دیگر لازم نیست یا خراب است، دور انداختن (عامیانه)
- Ich muss die alten Zeitungen wegschmeißen.من باید روزنامههای قدیمی را دور بیندازم.
- Schmeiß den Müll bitte weg!لطفاً آشغال را دور بینداز!