صفت
کثیف، چرک، آلوده، گرفته (هوا)
جملات نمونه برای schmuddlig:
Ja, es ist kalt und trüb. Aber das Klima hier ist gar nicht ''schmuddliger'' als anderswo im Land.
بله، هوا سرد و گرفته است. اما آب و هوای اینجا اصلاً "کثیفتر" از جاهای دیگر کشور نیست.
Leider sind wir in dem ''schmuddligsten'' Lokal gelandet.
متاسفانه ما در کثیفترین/آلودهترین رستوران ممکن افتادیم.