herausschmuggeln
قاچاق کردن به بیرون، مخفیانه خارج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas herausschmuggeln)
چیزی یا کسی را به صورت غیرقانونی یا پنهانی از جایی خارج کردن.
- Er hat versucht, die gestohlenen Waren aus dem Laden herauszuschmuggeln.او تلاش کرد کالاهای دزدیده شده را از مغازه خارج کند.
- Die Gefangenen planten, sich nachts aus dem Gefängnis herauszuschmuggeln.زندانیان قصد داشتند شبانه خود را از زندان فراری دهند.