schmusen

Aussprache: /ˈʃmuːzn̩/
Wortzerlegung: schmu·sen
فعل

لوس شدن، نوازش کردن، همدیگر را در آغوش کشیدن

Beispiele

  • Die zwei sind Hals über Kopf ineinander verliebt. Keine Nacht halten sie aus, ohne miteinander zu ''schmusen''.این دو نفر سر تا پا عاشق یکدیگرند. حتی یک شب را هم بدون در آغوش کشیدن و نوازش کردن همدیگر طاقت نمی‌آورند.

Bedeutungen

1 mit + Dativ

نوازش کردن، بغل کردن و ابراز محبت کردن (معمولاً بین زوج‌ها یا با حیوانات)

  • Das Paar schmuste auf der Couch.زوج روی کاناپه همدیگر را نوازش می‌کردند.
  • Die Katze schmust gerne mit ihrem Besitzer.گربه دوست دارد با صاحبش نوازش کند.