schnäkig
اشتها ندارد، بد غذا، سختگیر در غذا خوردن
Bedeutungen
1
کسی که اشتهای کمی دارد یا در غذا خوردن بسیار سختگیر و بد غذا است.
- Das kranke Kind ist sehr schnäkig und isst kaum etwas.کودک بیمار خیلی بد غذا است و به سختی چیزی میخورد.
- Er war schon immer ein schnäkiger Esser, selbst als Kind.او از بچگی همیشه بد غذا بوده است.
- Versuchen Sie, ihm etwas Schmackhaftes anzubieten, er ist sehr schnäkig.سعی کنید چیزی خوشمزه به او پیشنهاد دهید، او خیلی سختگیر است.