schnäukig

Aussprache: /ˈʃnɔɪ̯kɪç/
Worttrennung: schnäu·kig
صفت

بدغذا، ایرادگیر در غذا

Bedeutungen

1

کسی که در مورد غذا بسیار سخت‌گیر است و به راحتی از غذاها ایراد می‌گیرد؛ بدغذا.

  • Mein Sohn ist sehr schnäukig und isst nur wenige Dinge.پسرم خیلی بدغذا است و فقط چند چیز می‌خورد.
  • Sei nicht so schnäukig, probiere einfach mal etwas Neues!اینقدر ایرادگیر نباش، فقط یک چیز جدید را امتحان کن!
  • Als Kind war sie extrem schnäukig, aber jetzt isst sie fast alles.او در کودکی به شدت بدغذا بود، اما حالا تقریباً همه چیز می‌خورد.