schnäuken

Aussprache: /ˈʃnɔɪ̯kn̩/
Worttrennung: schnäu·ken
فعل

ناز کردن در غذا، ایراد گرفتن از غذا، با بی‌میلی غذا خوردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با بی‌میلی و ناز و ادا غذا خوردن، از غذا ایراد گرفتن.

  • Das Kind schnäukt schon wieder am Essen herum.بچه دوباره با بی‌میلی دور غذا می‌خورد.
  • Er schnäukt, weil er keinen Appetit hat.او با بی‌میلی غذا می‌خورد چون اشتها ندارد.