schnökern

Aussprache: /ˈʃnøːkɐn/
Worttrennung: schnö·kern
فعل

جستجو کردن، کنجکاوی کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با کنجکاوی و بدون قصد خرید جدی در میان اشیاء، کتاب‌ها یا مغازه‌ها جستجو کردن و نگاه کردن.

  • Sie schnökert gerne in Antiquitätenläden nach alten Büchern.او دوست دارد در مغازه‌های عتیقه‌فروشی به دنبال کتاب‌های قدیمی بگردد.
  • Er schnökerte stundenlang im Internet, fand aber nichts Interessantes.او ساعت‌ها در اینترنت جستجو کرد، اما چیز جالبی پیدا نکرد.