schnökern
جستجو کردن، کنجکاوی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با کنجکاوی و بدون قصد خرید جدی در میان اشیاء، کتابها یا مغازهها جستجو کردن و نگاه کردن.
- Sie schnökert gerne in Antiquitätenläden nach alten Büchern.او دوست دارد در مغازههای عتیقهفروشی به دنبال کتابهای قدیمی بگردد.
- Er schnökerte stundenlang im Internet, fand aber nichts Interessantes.او ساعتها در اینترنت جستجو کرد، اما چیز جالبی پیدا نکرد.