schnörkelig
پر از پیچ و تاب، پر از تزئینات، پر زرق و برق
Bedeutungen
1
دارای خطوط منحنی، پیچیده و تزئینی؛ پر از جزئیات پر زرق و برق و گاهی اغراقآمیز. (مترادف با schnörkelhaft)
- Die Tür hatte einen schnörkeligen Griff aus Messing.در، دستگیرهای پر از پیچ و تاب از جنس برنج داشت.
- Sie mochte keine Kleider mit schnörkeligen Mustern.او لباسهایی با طرحهای پر از تزئینات را دوست نداشت.
- Der Künstler verwendete schnörkelige Linien in seinen Zeichnungen.هنرمند از خطوط پر از پیچ و تاب در نقاشیهایش استفاده کرد.