schnörkellos
ساده و بیآلایش، بدون تزئینات، بیتکلف
Bedeutungen
1
بدون تزئینات اضافی، ساده، مستقیم و بدون پیچیدگی؛ اغلب برای توصیف سبک، طراحی، یا رفتار به کار میرود.
- Sein Kleidungsstil war immer sehr schnörkellos und elegant.سبک لباس پوشیدن او همیشه بسیار ساده و شیک بود.
- Die Architektur des Gebäudes ist schnörkellos und funktional.معماری ساختمان ساده و کاربردی است.
- Sie bevorzugt eine schnörkellose Sprache ohne unnötige Füllwörter.او زبانی ساده و بدون کلمات زائد را ترجیح میدهد.
2
بیتکلف، صمیمی و بدون تشریفات؛ اغلب برای توصیف رفتار یا برخورد افراد به کار میرود.
- Er hatte eine schnörkellose Art, die die Leute mochten.او رفتاری بیتکلف داشت که مردم آن را دوست داشتند.
- Ihre Antwort war direkt und schnörkellos.پاسخ او مستقیم و بیپرده بود.
- Wir schätzen seine schnörkellose Ehrlichkeit.ما صداقت بیتکلف او را ارج مینهیم.