schnörkeln

Aussprache: /ˈʃnœʁkl̩n/
Worttrennung: schnör·keln
فعل

پرپیچ و خم رفتن، تزئین کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / intransitiv

با پیچ و خم‌ها، نقش و نگارها یا تزئینات اضافی چیزی را آراستن یا نوشتن.

  • Sie schnörkelt ihren Namen auf dem Brief.او نام خود را با پیچ و تاب روی نامه می‌نویسد.
  • Der Architekt hat die Fassade mit vielen Schnörkeln versehen.معمار نما را با تزئینات زیادی آراسته است.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت پرپیچ و خم یا غیرمستقیم رفتن یا حرکت کردن.

  • Der Fluss schnörkelt durch das Tal.رودخانه از میان دره به صورت پرپیچ و خم می‌گذرد.
  • Die Straße schnörkelt sich den Berg hinauf.جاده به صورت پرپیچ و خم به سمت کوه بالا می‌رود.