schnörkeln
پرپیچ و خم رفتن، تزئین کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / intransitiv
با پیچ و خمها، نقش و نگارها یا تزئینات اضافی چیزی را آراستن یا نوشتن.
- Sie schnörkelt ihren Namen auf dem Brief.او نام خود را با پیچ و تاب روی نامه مینویسد.
- Der Architekt hat die Fassade mit vielen Schnörkeln versehen.معمار نما را با تزئینات زیادی آراسته است.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت پرپیچ و خم یا غیرمستقیم رفتن یا حرکت کردن.
- Der Fluss schnörkelt durch das Tal.رودخانه از میان دره به صورت پرپیچ و خم میگذرد.
- Die Straße schnörkelt sich den Berg hinauf.جاده به صورت پرپیچ و خم به سمت کوه بالا میرود.