schnörklig

Aussprache: /ˈʃnœʁklɪç/
Worttrennung: schnörk·lig
صفت

پر از پیچ و تاب، پر از تزئینات، پر زرق و برق

Bedeutungen

1

دارای خطوط منحنی، پیچیده و تزئینی؛ پر از جزئیات پر زرق و برق و گاهی اغراق‌آمیز. (مترادف با schnörkelhaft و schnörkelig)

  • Die Einladungskarte war mit schnörkligen Verzierungen versehen.کارت دعوت با تزئینات پر از پیچ و تاب همراه بود.
  • Er bevorzugte Möbel mit einem einfachen, nicht schnörkligen Design.او مبلمان با طرحی ساده و بدون تزئینات زیاد را ترجیح می‌داد.
  • Die schnörklige Schrift machte das Lesen schwierig.نوشتار پر از پیچ و تاب خواندن را دشوار می‌کرد.