Konjugierte Form
گپ زدیم، صحبت کردیم
معانی و تعاریف schnackten:
- به طور غیررسمی و دوستانه، اغلب برای مدت طولانی، در مورد موضوعات مختلف صحبت کردن؛ معاشرت و گپ و گفت صمیمانه.
جملات نمونه برای schnackten:
Nach dem offiziellen Teil der Konferenz schnackten die Teilnehmer noch lange bei einem Glas Wein.
پس از بخش رسمی کنفرانس، شرکتکنندگان همچنان با یک لیوان شراب به گپ و گفت طولانی پرداختند.
Die beiden alten Freunde schnackten stundenlang über ihre Jugend und die Veränderungen, die sie erlebt hatten.
آن دو دوست قدیمی ساعتها دربارهی دوران جوانی خود و تغییراتی که تجربه کرده بودند، گفتگو کردند.