schnappten
قاپیدند، چنگ زدند (ماضی ساده فعل schnappen)
Bedeutungen
1
Akkusativ (Ziel/Objekt)
گاز گرفتن ناگهانی و سریع، اغلب توسط حیوانات یا در موقعیتهای خطرناک؛ همچنین به معنای ربودن یا قاپیدن چیزی به سرعت.
- Der Hund schnappte nach dem Ball, der ihm zugeworfen wurde.سگ به سمت توپی که به او پرتاب شده بود، گاز گرفت.
- In einem unbeobachteten Moment schnappte sich der Dieb die wertvolle Halskette.در لحظهای که کسی متوجه نبود، دزد گردنبند گرانبها را قاپید.
2
nach + Dativ (Luft)
نفس نفس زدن شدید یا ناگهانی به دلیل ترس، هیجان، یا کمبود هوا.
- Sie schnappte nach Luft, als sie aus dem eisigen Wasser gezogen wurde.او که از آب یخ بیرون کشیده میشد، نفسنفس میزد.
- Vor Schreck schnappte er nach Luft und konnte kaum sprechen.او از ترس نفسنفس زد و به سختی میتوانست صحبت کند.