schnapssüchtig
الکلی، معتاد به مشروب
Bedeutungen
1
کسی که به طور غیرقابل کنترلی به نوشیدن مشروبات الکلی (به ویژه اسنَپس یا نوشیدنیهای تقطیری قوی) اعتیاد دارد.
- Sein Vater war leider schnapssüchtig.متأسفانه پدرش به مشروب معتاد بود.
- Die schnapssüchtige Person verlor ihren Arbeitsplatz.فرد الکلی شغلش را از دست داد.
- Er kämpft gegen seine schnapssüchtige Natur.او با طبیعت الکلی خود مبارزه میکند.