schnatterten
قو قو کردیم، پر حرفی کردیم، قو قو کردند، پر حرفی کردند
Bedeutungen
1
kein Akkusativ (oft mit Adverbien oder Präpositionen)
صحبت کردن با صدای بلند، سریع و بیوقفه، اغلب در مورد موضوعات بیاهمیت یا غیبت، شبیه به صدای غازها؛ نشاندهنده پرحرفی یا گفتگوی بیمحتوا.
- Die Damen schnatterten auf dem Markt über die neuesten Klatschgeschichten, ohne auf ihre Umgebung zu achten.خانمها در بازار درباره آخرین شایعات غیبت میکردند و به اطراف خود توجهی نداشتند.
- Nach dem Vortrag schnatterten die Studenten aufgeregt über die komplexen Inhalte.پس از سخنرانی، دانشجویان با هیجان درباره محتوای پیچیده پرحرفی میکردند.