فعل
فین فین کردن (با صدا نفس کشیدن)، با خشم نفس کشیدن، فین کردن (بینی)
معانی و تعاریف schnauben:
- با صدای بلند و قوی از بینی نفس کشیدن (معمولاً به دلیل سرماخوردگی، خشم یا تلاش فیزیکی).
جملات نمونه برای schnauben:
Die Pferde rennen ''schnaubend'' auf der Koppel.
اسبها در حال فین فین کردن در مرتع میدوند.
Er ''schnaubte'' in sein Taschentuch.
او در دستمال خود فین کرد.
Der Chef kam herein und ''schnaubte'' mich an.
رئیس وارد شد و با خشم به من توپید.