schneegekrönt

Aussprache: /ˈʃneːɡəˌkʁøːnt/
Worttrennung: schnee·ge·krönt
صفت

تاج‌گذاری شده با برف، پوشیده از برف

Bedeutungen

1

توصیف کوه یا قله‌ای که نوک آن با برف پوشیده شده است، گویی با تاج برف تزئین شده است.

  • Der schneegekrönte Gipfel des Berges war schon von Weitem sichtbar.قله پوشیده از برف کوه از دور نیز قابل مشاهده بود.
  • Im Winter sind die schneegekrönten Alpen ein beliebtes Reiseziel für Skifahrer.در زمستان، آلپ‌های پوشیده از برف مقصدی محبوب برای اسکی‌بازان هستند.
  • Die Aussicht auf die schneegekrönten Berge war atemberaubend.منظره کوه‌های پوشیده از برف نفس‌گیر بود.