zuschneiden
برش زدن، بریدن (به شکل خاص)، اندازهبریدن
Beispiele
- Die Bretter können im Sägewerk nach Kundenwunsch ''zugeschnitten'' werden.تختهها را میتوان در کارخانه چوببری طبق خواسته مشتری برش زد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
برش زدن پارچه یا مواد دیگر به اندازه مشخص.
- Die Schneiderin muss den Stoff genau zuschneiden.خیاط باید پارچه را دقیقاً برش بزند.
- Er hat das Holz für das Regal zugeschnitten.او چوب را برای قفسه برش زد.
2
Akkusativ (auf + Akkusativ)
(مجازی) چیزی را متناسب با نیاز یا هدف خاصی تنظیم کردن.
- Wir müssen die Strategie auf die neuen Marktbedingungen zuschneiden.ما باید استراتژی را متناسب با شرایط جدید بازار تنظیم کنیم.
- Der Kurs wurde speziell auf die Bedürfnisse der Teilnehmer zugeschnitten.این دوره به طور خاص برای نیازهای شرکتکنندگان طراحی شده بود.