schneiden
برش دادن، بریدن
Beispiele
- Der Friseur ''schneidet'' die Haare mit der Schere.آایشگر موها را با قیچی کوتاه میکند.
- Der Nonnenmacher ''schneidet'' die Ferkel.اختهکننده خوکها، خوکچهها را اخته میکند.
- Die Kleine hat sich an einer Kante Papier in den Finger ''geschnitten.دخترکوچولو انگشتش را لبه کاغذ برید.
- Ich lasse mir den Schinken immer gleich beim Fleischer ''schneiden.من همیشه بیکن را همان موقع پیش قصاب خرد میکنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با ابزار تیز (مانند چاقو، قیچی) چیزی را جدا کردن یا تقسیم کردن
- Kannst du mir bitte das Brot schneiden?میتوانی لطفاً نان را برایم ببری؟
- Sie schneidet das Papier mit einer Schere.او کاغذ را با قیچی میبرد.
2
Akkusativ
مو، ناخن یا گیاهان را کوتاه کردن
- Ich muss meine Haare schneiden lassen.باید موهایم را کوتاه کنم.
- Der Gärtner schneidet die Rosen im Frühling.باغبان گلهای رز را در بهار هرس میکند.
3
sich
(sich) به طور تصادفی خود را با یک شیء تیز بریدن
- Vorsicht, dass du dich nicht schneidest!مواظب باش که خودت را نبری!
- Er hat sich beim Kochen in den Finger geschnitten.او هنگام آشپزی انگشتش را برید.
4
Akkusativ
یک فیلم، ویدئو یا فایل صوتی را ویرایش و مونتاژ کردن
- Der Regisseur schneidet den Film für die Premiere.کارگردان فیلم را برای نمایش اول تدوین میکند.
- Sie hat die Urlaubsvideos selbst geschnitten.او ویدئوهای تعطیلات را خودش مونتاژ کرده است.
5
Akkusativ
(Gesicht schneiden) قیافه گرفتن، ادا درآوردن (معمولاً برای شوخی یا تمسخر)
- Das Kind schnitt lustige Gesichter, um uns zum Lachen zu bringen.بچه قیافههای خندهدار میگرفت تا ما را بخنداند.
- Er schnitt ein Gesicht, als er den sauren Apfel probierte.او وقتی سیب ترش را امتحان کرد، قیافهای گرفت.