aufschneiden

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃnaɪ̯dn̩/
Worttrennung: auf·schnei·den
فعل

بریدن، باز کردن، لاف زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aufschneiden)

چیزی را با چاقو یا ابزار تیز بریدن یا باز کردن.

  • Kannst du bitte den Kuchen aufschneiden?می‌توانی لطفا کیک را ببری؟
  • Er schnitt die Verpackung mit einem Messer auf.او بسته بندی را با چاقو باز کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(مجازی) لاف زدن، خودنمایی کردن، اغراق کردن در مورد دستاوردها یا توانایی‌های خود.

  • Hör auf, so aufzuschneiden!دیگر بس کن اینقدر لاف زدن را!
  • Er schneidet immer auf, wenn er über seine Reisen spricht.او همیشه وقتی درباره سفرهایش صحبت می‌کند، لاف می‌زند.