nachschneiden
دوباره کوتاه کردن، تدوین مجدد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas nachschneiden)
مو، فیلم، یا گیاه را دوباره کوتاه کردن یا بریدن برای اصلاح، تنظیم، یا بهبود ظاهر.
- Der Friseur musste die Spitzen der Haare noch einmal nachschneiden.آرایشگر مجبور شد دوباره نوک موها را کوتاه کند.
- Nach dem Wachstum musste die Hecke nachgeschnitten werden.پس از رشد، پرچین باید دوباره کوتاه میشد.
2
Akkusativ (Film)
تدوین مجدد کردن یک فیلم، تغییر دادن ترتیب صحنهها یا حذف بخشهایی از آن.
- Der Regisseur entschied sich, den Film für die internationale Veröffentlichung nachzuschneiden.کارگردان تصمیم گرفت فیلم را برای انتشار بینالمللی دوباره تدوین کند.
- Manche Szenen wurden für die TV-Version nachgeschnitten.برخی صحنهها برای نسخه تلویزیونی دوباره تدوین شدند.