فعل
هرس کردن (شاخههای اضافی)
معانی و تعاریف schneiteln:
- سرشاخهزنی کردن درختان (بریدن شاخههای بالایی درخت برای تحریک رشد شاخههای جدید، اغلب برای علوفه یا سوخت)
جملات نمونه برای schneiteln:
Viele ''schneiteln'' wohl auch in der Meinung, den Längenwuchs dadurch zu befördern und
بسیاری نیز احتمالاً به این عقیده "هرس" میکنند که رشد طولی را از این طریق تقویت میکنند و
Früher wurden Weiden oft geschneitelt, um Viehfutter zu gewinnen.
در گذشته، درختان بید اغلب سرشاخهزنی میشدند تا علوفه دام به دست آید.
Der Gärtner musste die alten Bäume schneiteln, um sie zu verjüngen.
باغبان مجبور شد درختان قدیمی را سرشاخهزنی کند تا آنها را جوان کند.