schneiteln

Aussprache: /ˈʃnaɪ̯tl̩n/
Wortzerlegung: schnei·teln
فعل

هرس کردن (شاخه‌های اضافی)

Beispiele

  • Viele ''schneiteln'' wohl auch in der Meinung, den Längenwuchs dadurch zu befördern undبسیاری نیز احتمالاً به این عقیده "هرس" می‌کنند که رشد طولی را از این طریق تقویت می‌کنند و

Bedeutungen

1 Bäume (Akkusativ) schneiteln

سرشاخه‌زنی کردن درختان (بریدن شاخه‌های بالایی درخت برای تحریک رشد شاخه‌های جدید، اغلب برای علوفه یا سوخت)

  • Früher wurden Weiden oft geschneitelt, um Viehfutter zu gewinnen.در گذشته، درختان بید اغلب سرشاخه‌زنی می‌شدند تا علوفه دام به دست آید.
  • Der Gärtner musste die alten Bäume schneiteln, um sie zu verjüngen.باغبان مجبور شد درختان قدیمی را سرشاخه‌زنی کند تا آن‌ها را جوان کند.