zuschneien
پوشاندن (با برف)، برفباریدن (به طور کامل)
Bedeutungen
1
intransitiv (mit 'sein')
با برف پوشیده شدن، زیر برف ماندن، مسدود شدن راه بر اثر برف (با sein).
- Die Straßen sind heute Morgen zugeschneit.خیابانها امروز صبح زیر برف رفتهاند.
- Nach dem starken Schneefall ist das Dorf zugeschneit.پس از بارش شدید برف، روستا زیر برف مانده است.
2
Akkusativ (etwas + zuschneien)
چیزی را با برف پوشاندن یا زیر برف بردن (با haben).
- Der Sturm hat das Auto komplett zugeschneit.طوفان ماشین را کاملاً با برف پوشاند.
- Wir mussten den Eingang freischaufeln, weil der Schnee ihn zugeschneit hatte.ما مجبور بودیم ورودی را برفروبی کنیم چون برف آن را پوشانده بود.