فعل
شتاب گرفتن، پرتاب کردن، به سرعت حرکت کردن
معانی و تعاریف schnellen:
- به سرعت و با نیروی زیاد حرکت کردن، جهیدن (با sein)
- چیزی را با حرکت سریع و ناگهانی پرتاب کردن یا به حرکت درآوردن، ضربه زدن (با haben)
جملات نمونه برای schnellen:
Er ''schnellte'' die Fliege mit dem Finger aus dem Fenster.
او مگس را با انگشت از پنجره به بیرون پرتاب کرد.
Der Pfeil ''schnellt'' vom Bogen.
تیر از کمان به سرعت پرتاب شد.
Der Aktienindex ''schnellte'' nach oben.
شاخص سهام به سرعت بالا رفت.