hochschnellen

Aussprache: /ˈhoːxˌʃnɛlən/
Worttrennung: hoch·schnel·len
فعل

با یک حرکت سریع به بالا جهیدن؛ در مدت زمان کوتاه به سرعت افزایش یافتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سرعت بالا رفتن، ناگهان اوج گرفتن (مانند قیمت‌ها، یک شخص از جا).

  • Die Aktienkurse schnellten über Nacht hoch.نرخ سهام یک شبه به شدت افزایش یافت.
  • Er schnellte vor Schreck hoch.او از ترس ناگهان از جا پرید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به سرعت و با نیروی زیاد به بالا پرتاب شدن یا حرکت کردن.

  • Der Ball schnellte hoch in die Luft.توپ به سرعت به سمت بالا پرتاب شد.
  • Die Rakete schnellte hoch in den Himmel.موشک به سرعت به سمت آسمان اوج گرفت.