herumschnellen
به سرعت چرخیدن, جهیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سرعت و ناگهانی به اطراف حرکت کردن یا چرخیدن (معمولاً برای اشیاء یا موجودات زنده که با چابکی حرکت میکنند).
- Der Ball schnellte nach dem Aufprall in eine unerwartete Richtung.توپ پس از برخورد به جهتی غیرمنتظره جهید.
- Das Pferd schnellte plötzlich herum und galoppierte davon.اسب ناگهان چرخید و به تاخت رفت.