vorschnellen
به سرعت به جلو جهیدن/حرکت کردن، ناگهان ظاهر شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سرعت و ناگهان به جلو جهیدن یا بیرون پریدن.
- Die Zunge der Schlange schnellt blitzschnell vor.زبان مار به سرعت برق بیرون جهید.
- Der Ball schnellt aus dem Netz.توپ به سرعت از تور بیرون پرید.