schnieselten
عطسه کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
انجام دادن کاری با دقت بیش از حد، تمرکز وسواسگونه بر جزئیات کوچک و اغلب بیاهمیت، به طوری که ممکن است اصل مطلب یا هدف اصلی تحتالشعاع قرار گیرد.
- Er schnieselte so lange an der Formulierung des Einleitungssatzes, dass er den eigentlichen Kern seiner Argumentation fast vergaß.او آنقدر روی عبارتبندی جمله مقدماتی موشکافانه کار کرد که تقریباً هسته اصلی استدلال خود را فراموش کرد.
- Die Korrekturleserin schnieselte jedes Wort, bis sie schließlich einen winzigen Tippfehler fand, der für die Gesamtbedeutung irrelevant war.ویراستار هر کلمه را با دقت زیاد بررسی کرد تا اینکه سرانجام یک غلط املایی کوچک پیدا کرد که برای معنای کلی بیربط بود.