schnipseln

Aussprache: /ˈʃnɪpsl̩n/
Wortzerlegung: schnip·seln
فعل

ریز کردن، خرد کردن (با چاقو یا قیچی)

Beispiele

  • Erst ''schnipselt'' er das Gemüse, dann wird das Fleisch in feine Streifen geschnitten.ابتدا سبزیجات را ریز می‌کند، سپس گوشت را به نوارهای نازک برش می‌دهد.
  • Die Schere wandert über meine Stirn und ''schnipselt'' kleine schwarze Haarspitzen in das Küchentuch und auf den Boden. Fertig, sagt sie.قیچی روی پیشانی من حرکت می‌کند و نوک موهای سیاه کوچکی را روی پارچه آشپزخانه و روی زمین می‌ریزد. تمام شد، می‌گوید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

خرد کردن، ریز ریز کردن (با قیچی یا چاقو)

  • Sie schnipselte Kräuter für die Suppe.او سبزیجات را برای سوپ خرد کرد.
  • Er schnipselte alte Zeitungen zu Konfetti.او روزنامه‌های قدیمی را به شکل کاغذ رنگی ریز ریز کرد.