aufschneiden
بریدن، باز کردن، لاف زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufschneiden)
چیزی را با چاقو یا ابزار تیز بریدن یا باز کردن.
- Kannst du bitte den Kuchen aufschneiden?میتوانی لطفا کیک را ببری؟
- Er schnitt die Verpackung mit einem Messer auf.او بسته بندی را با چاقو باز کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(مجازی) لاف زدن، خودنمایی کردن، اغراق کردن در مورد دستاوردها یا تواناییهای خود.
- Hör auf, so aufzuschneiden!دیگر بس کن اینقدر لاف زدن را!
- Er schneidet immer auf, wenn er über seine Reisen spricht.او همیشه وقتی درباره سفرهایش صحبت میکند، لاف میزند.