auseinanderschneiden
بریدن (به قطعات), از هم جدا کردن با برش
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas auseinanderschneiden)
چیزی را با بریدن به قطعات جداگانه تقسیم کردن؛ از هم جدا کردن با برش.
- Der Koch schneidet das Brot in Scheiben auseinander.آشپز نان را به صورت ورقهای برش میزند و از هم جدا میکند.
- Sie schnitt das Stoffmuster in zwei Teile auseinander.او طرح پارچه را با برش به دو قسمت تقسیم کرد.