schnitzeln

Aussprache: /ˈʃnɪtsl̩n/
Wortzerlegung: schnit·zeln
فعل

ریز کردن، خرد کردن (به قطعات کوچک)

Beispiele

  • Man ''schnitzelt'' die sauren Äpfel fein und vermischt sie mit reichlich Zucker.سیب‌های ترش را ریز کرده و با شکر زیاد مخلوط می‌کنند.
  • Der Schneider näht. Der Bildhauer ''schnitzelt.خیاط می‌دوزد. مجسمه‌ساز می‌تراشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

حکاکی کردن، تراشیدن، با چاقو شکل دادن (معمولا چوب یا مواد دیگر)

  • Er schnitzelte eine kleine Figur aus Holz.او یک مجسمه کوچک از چوب تراشید.
  • Die Kinder schnitzelten Kürbisse für Halloween.بچه‌ها کدوها را برای هالووین حکاکی کردند.
2 Akkusativ

ریز ریز کردن، خرد کردن (معمولا برای تهیه شنیتسل یا سالاد، با برش‌های دقیق‌تر)

  • Man kann Kartoffeln für einen Salat schnitzeln.می‌توان سیب‌زمینی‌ها را برای سالاد ریز ریز کرد.
  • Sie schnitzelte das Gemüse für die Suppe.او سبزیجات را برای سوپ خرد کرد.